سروده "در انتظار فرج"
دلم شكستي و جانم هنوز چشم به راهت / شبي سياهم و در آرزوي طلعت ماهت
در انتظار تو چشمم سپيد گشت و غمي نيست / اگر قبول تو افتد فداي چشم سياهت
ز گرد راه برون آ که پير دست به ديوار / به اشك و آه يتيمان دويده بر سر راهت
بيا كه اين رمد چشم عاشقان تو اي شاه / نمي رمد مگر از توتياي گرد سپاهت
بيا كه جز تو سزاوار اين كلاه و كمر نيست / تويي كه سوره كمربند كهكشان به كلاهت
جمال چون تو به چشم و نگاه پاك توان ديد / به روي چون مني الحق دريغ چشم و نگاهت
برو به كنج خرابات اي نديم گدايان / تو بختت آن كه نه كه راهي بود به خلوت شاهت
در انتظار تو مي ميرم و در اين دم آخر / دلم خوشست كه ديدم به خواب گاه به گاهت
اگر به باغ تو گل بردميد و من به دل خاك / اجازتي كه سري بركنم به جاي گياهت
تنور سينه ي ما را اي آسمان به حذر باش / كه روي ماه سيه مي كند به دوده ي آهت
كنون كه مي دمد از مغرب آفتاب نيابت / چه كوه هاي سلاطين كه مي شود پر كاهت
تويي كه پشت و پناه جهاديان خدايي / كه سر جهاد تويي و خداست پشت و پناهت
خدا وبال جواني نهد به گردن پيري / تو شهريار خميدي به زير بار گناهت
محمد حسین شهريار تبریزی
در انتظار تو چشمم سپيد گشت و غمي نيست / اگر قبول تو افتد فداي چشم سياهت
ز گرد راه برون آ که پير دست به ديوار / به اشك و آه يتيمان دويده بر سر راهت
بيا كه اين رمد چشم عاشقان تو اي شاه / نمي رمد مگر از توتياي گرد سپاهت
بيا كه جز تو سزاوار اين كلاه و كمر نيست / تويي كه سوره كمربند كهكشان به كلاهت
جمال چون تو به چشم و نگاه پاك توان ديد / به روي چون مني الحق دريغ چشم و نگاهت
برو به كنج خرابات اي نديم گدايان / تو بختت آن كه نه كه راهي بود به خلوت شاهت
در انتظار تو مي ميرم و در اين دم آخر / دلم خوشست كه ديدم به خواب گاه به گاهت
اگر به باغ تو گل بردميد و من به دل خاك / اجازتي كه سري بركنم به جاي گياهت
تنور سينه ي ما را اي آسمان به حذر باش / كه روي ماه سيه مي كند به دوده ي آهت
كنون كه مي دمد از مغرب آفتاب نيابت / چه كوه هاي سلاطين كه مي شود پر كاهت
تويي كه پشت و پناه جهاديان خدايي / كه سر جهاد تويي و خداست پشت و پناهت
خدا وبال جواني نهد به گردن پيري / تو شهريار خميدي به زير بار گناهت
محمد حسین شهريار تبریزی
+ نوشته شده در سه شنبه ۳ آبان ۱۳۹۰ ساعت 11:25 توسط محمدیاسین
|
اكثر متخصصين در اين مورد توافق دارند كه با بيشترين احتمال ، نابودي جهان در اثر تصادف خواهد بود.اين همان عاملي است كه باعث پيدايش جهان شده است.ما متخصصين كامپيوتر هستيم و تصادفها را ايجاد مي كنيم